من و زندگی

بالاخره همه چی به خوبی و خوشی تموم شد، همونجوری که می خواستم شد، عالیییی بود. بهترین روز زندگیم به بهترین نحو برگزار شد.

خدایاااااا ممنونم به خاطر همه ی چیزای خوبی که بهم دادی...

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

نوشته شده در یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

وای که این روزا چقدر سرم شلوغه همش دنبال کارای عروسی هستم،وای که چقدر استرس دارم،انشاله که همه چی به خوبی پیش بره و یه جشن حسابی بشههورا

 امیدوارم که شادی زندگیم جاودانه باشه.

نوشته شده در یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

دلم خیلی گرفته! از پستی و بلندی های روزگار، همیشه نوشتن آرومم کنه.

خدایا میدونم که همیشه در کنارمی و بزرگترین تکیه گاهم، پس هیچوقت تنهام نذار...

                   

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

من از یک شکست عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانه ی پنهان شدن!

می گویند از صبح بنویس از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره ی چشمانم را شسته است.

همه دلشان نقشهای مثبت می خواهد و آدمهای خوشحال اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدمهای خوشبخت را در بیاورم.

بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است.

" قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید "

" سقف اعتماد تعمیری ست مدام چکه می کند آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالیست "

" نمی توانم باورش کنم نه رفتنش را و نه ماندنش را "

مهم نیست تمام سرزنشها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند.

این دل دیوانه همیشه یک پادشاه حقیقی مغرور داشته است اگر ترانه ها ثمره ی تخیل بود به جنون نمی رسید اعتراضی نیست کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی ست

" خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد "

قرار بود حقیقت را بگویم سخت است بی علاج است دانستنش آدم را کم کم می کشد گریه ی شبانه می آورد اما همین است خبر کاملا ناگوار ولی واقعی ست:

" او یکی را جز من دارد "

سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بربادرفته ام آبرومندانه باشد گریه میکنم با شکوه مثل اقیانوس بلند مثل اورست او نمی شنود و نمی داند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست.

فقط یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است:

 چیکار کرد این دل سادم                                              

                                         

                          که از چشم تو افتادم ؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

با اومدن نوروز و فصل بهار یک سال جدید شروع میشه، سالی که تو خودش چهار فصل،

 دوازد ماه،چهل و هشت هفته و سیصدوشصت وپنج روز داره! هر کدوم از ما شاید تعداد 

 زیادی از این فصل و ماه و هفته و روزها را پشت سر گذاشته باشیم. فصل هایی که تفاوت

 های زیادی با هم دارن، ماه هایی که مثل هم نیستن، هفته هایی که شباهتی به هم ندارن    

و روزهایی که در پی هم میان ولی هیچکدوم دیروز نیست!  

 

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۳۶۵ روز سلامتی

۸۷۶۰ ساعت عشقِ ۵۲۵۶۰۰ دقیقه دوستی

۳۲۵۳۶۰۰ثانیه برکت :                         

سال نو مبارک

امیدوارم که سال خوبی داشته باشید در کنار خانواده موفق پیروز و سربلند باشید

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

سلام دوستای خوبم ممنونم از نظرهای قشنگتون ببخشید که پست جدیدم یه کمی

دیر شد این پست رو انگلیسی نوشتم امیدوارم که خوشتون بیاد

Best Friend
 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

 

"True friendship is like sound health, the value of it is seldom known until it is lost."

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

"Show me a pers on without prejudice of any kind on any subject and I'll show you some on e who may be admirably virtuous but is surely no gardener. Prejudice against people is reprehensible, but a healthy set of prejudices is a gardener's best friend. Gardening is complicated, and prejudice simplifies it enormously."

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

The best kind of friend is the kind you can sit on a porch and swing with, never say a word, and then walk away feeling like it was the best c on versati on you've ever had.”

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

"Some on e told me the delightful story of the crusader who put a chastity belt on his wife and gave the key to his best friend for safekeeping, in case of his death. He had ridden on ly a few miles away when his friend, riding hard, caught up with him, saying "You gave me the wr on g key!"

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

Good Advice If your best friend's feeling tearful, Try not to be too cheerful. Just let her fill your ear full Of sad tales by the score. And when she is through, She'll feel as good as new. Now you'll be feeling blue. But that's what friends are for!

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

Our best friends and our worst enemies are our thoughts. A thought can do us more good than a doctor or a banker or a faithful friend. It can also do us more harm than a brick.

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

"If all my friends were to jump off a bridge, I wouldn't jump with them, I would be at the bottom to catch them." 

 

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

I testify that our teacher, our shepherd, is Christ, our best friend, who clears up all our doubts. He heals our wounds and turns our pain into sweet experiences.

 

Click Here To Join <<< g u r z - g r o u p >>>

"People are like stained glass windows.  They sparkle and shine when the sun is out, but when the darkness sets in, their true beauty is revealed on ly if there is a light from within." 

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |

سلام دوستای خوبم بالاخره امتحانام تموم شد واومدم که یه پست جدید بنویسم ببخشید که دیر کردم دانشجویی این چیزا هم داره دیگه، تو این مدت که نتونستم پست جدید بنویسم میومدم و نظرهای قشنگتونو می دیدم از لطف و محبت همگی متشکرم.

پسرکوچک نزد مادرش رفت ویک برگ کاغذ به او داد: 

مرتب کردن اتاق خوابم 100 تومان، مراقبت از برادر کوچکم 150 تومان، خرید نان 200 تومان، بیرون بردن سطل زباله50  تومان، جمعا شما به من 500 تومان بدهکارید!!!!

مادر اندکی فکر کرد و پشت برگه صورتحساب نوشت: بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی، هیچ! بابت تمام شبهایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم، هیچ! بابت غذا دادن، تمیز کردن و توجهات دیگر، هیچ! بابت عشق و علاقه ام به تو که نمی توان آن را اندازه گرفت، هیچ!...

پسرک وقتی نوشته های مادرش را خواند مادرش را در آغوش کشید و گفت: مادر! خیلی دوستت دارم و زیر صورتحساب خود نوشت: قبلا به طور کامل پرداخت شده است!

براستی که چگونه میتوان این زحمات را جبران نمود؟؟؟

تنها مونس و خیرخواه ترین دوستی که همیشه صلاح ما رو بخواد ** مادر**

دوستت دارم مادر

نوشته شده در چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط سارا نظرات () |

زمان مانند تندبادی می گذرد، گذری نامرئی که ما هرگز متوجه آن نمی شویم. ایام سرنوشت مانند طوماری در هم می پیچد، طوماری که در لابلای آن هزاران نکته نهفته است و هزاران خاطرات تلخ و شیرین آن را مملو کرده است.

اما آنچه به این زندگی لطف و صفا می بخشد، چیزی که هرگز فراموش نمی شود وهمیشه بر صفحه ی زندگی ودل نقشبند است و شاید عاملی است که می تواند زندگی را شیرین کند، همین دوست داشتن هاست. همین دوستی های ساده است که به ظاهر شاید زیاد هم به نظر نمی رسد ولی لطف و صفایی همیشگی دارند.

کاش می توانستیم هرگز تلخی ببار نیاوریم. ولی آیا ممکن است؟؟!!!

 

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد، عشق ها می میرند، رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ، با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد................

 

پس بیایید بهترین خاطره ها را در ذهن یکدیگر به یادگار بگذاریم

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ توسط سارا نظرات () |


Design By : Night Skin