من و زندگی
بالاخره همه چی به خوبی و خوشی تموم شد، همونجوری که می خواستم شد، عالیییی بود. بهترین روز زندگیم به بهترین نحو برگزار شد. خدایاااااا ممنونم به خاطر همه ی چیزای خوبی که بهم دادی... وای که این روزا چقدر سرم شلوغه همش دنبال کارای عروسی هستم،وای که چقدر استرس دارم،انشاله که همه چی به خوبی پیش بره و یه جشن حسابی بشه امیدوارم که شادی زندگیم جاودانه باشه. دلم خیلی گرفته! از پستی و بلندی های روزگار، همیشه نوشتن آرومم کنه. خدایا میدونم که همیشه در کنارمی و بزرگترین تکیه گاهم، پس هیچوقت تنهام نذار... من از یک شکست عاشقانه می آیم بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند شکست نه برای پنهان کردن است و نه بهانه ی پنهان شدن! می گویند از صبح بنویس از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت باران پنجره ی چشمانم را شسته است. همه دلشان نقشهای مثبت می خواهد و آدمهای خوشحال اما من گمان می کنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدمهای خوشبخت را در بیاورم. بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز که حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است. " قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید " " سقف اعتماد تعمیری ست مدام چکه می کند آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد خالیست " " نمی توانم باورش کنم نه رفتنش را و نه ماندنش را " مهم نیست تمام سرزنشها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند. این دل دیوانه همیشه یک پادشاه حقیقی مغرور داشته است اگر ترانه ها ثمره ی تخیل بود به جنون نمی رسید اعتراضی نیست کسی که به او نمی رسد به جنون رسیده از او راضی ست " خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد " قرار بود حقیقت را بگویم سخت است بی علاج است دانستنش آدم را کم کم می کشد گریه ی شبانه می آورد اما همین است خبر کاملا ناگوار ولی واقعی ست: " او یکی را جز من دارد " سکوت می کنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بربادرفته ام آبرومندانه باشد گریه میکنم با شکوه مثل اقیانوس بلند مثل اورست او نمی شنود و نمی داند که ماه خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست. فقط یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است: چیکار کرد این دل سادم امیدوارم که سال خوبی داشته باشید در کنار خانواده موفق پیروز و سربلند باشید سلام دوستای خوبم ممنونم از نظرهای قشنگتون ببخشید که پست جدیدم یه کمی دیر شد این پست رو انگلیسی نوشتم امیدوارم که خوشتون بیاد Best Friend "True friendship is like sound health, the value of it is seldom known until it is lost." "Show me a pers on without prejudice of any kind on any subject and I'll show you some on e who may be admirably virtuous but is surely no gardener. Prejudice against people is reprehensible, but a healthy set of prejudices is a gardener's best friend. Gardening is complicated, and prejudice simplifies it enormously." سلام دوستای خوبم پسرکوچک نزد مادرش رفت ویک برگ کاغذ به او داد: مرتب کردن اتاق خوابم 100 تومان، مراقبت از برادر کوچکم 150 تومان، خرید نان 200 تومان، بیرون بردن سطل زباله50 تومان، جمعا شما به من 500 تومان بدهکارید!!!! مادر اندکی فکر کرد و پشت برگه صورتحساب نوشت: بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی، هیچ! بابت تمام شبهایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم، هیچ! بابت غذا دادن، تمیز کردن و توجهات دیگر، هیچ! بابت عشق و علاقه ام به تو که نمی توان آن را اندازه گرفت، هیچ!... پسرک وقتی نوشته های مادرش را خواند مادرش را در آغوش کشید و گفت: مادر! خیلی دوستت دارم و زیر صورتحساب خود نوشت: قبلا به طور کامل پرداخت شده است! براستی که چگونه میتوان این زحمات را جبران نمود؟؟؟ تنها مونس و خیرخواه ترین دوستی که همیشه صلاح ما رو بخواد ** مادر** زمان مانند تندبادی می گذرد، گذری نامرئی که ما هرگز متوجه آن نمی شویم. ایام سرنوشت مانند طوماری در هم می پیچد، طوماری که در لابلای آن هزاران نکته نهفته است و هزاران خاطرات تلخ و شیرین آن را مملو کرده است. اما آنچه به این زندگی لطف و صفا می بخشد، چیزی که هرگز فراموش نمی شود وهمیشه بر صفحه ی زندگی ودل نقشبند است و شاید عاملی است که می تواند زندگی را شیرین کند، همین دوست داشتن هاست. همین دوستی های ساده است که به ظاهر شاید زیاد هم به نظر نمی رسد ولی لطف و صفایی همیشگی دارند. کاش می توانستیم هرگز تلخی ببار نیاوریم. ولی آیا ممکن است؟؟!!! در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد، عشق ها می میرند، رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ، با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد................



با اومدن نوروز و فصل بهار یک سال جدید شروع میشه، سالی که تو خودش چهار فصل،
دوازد ماه،چهل و هشت هفته و سیصدوشصت وپنج روز داره! هر کدوم از ما شاید تعداد
زیادی از این فصل و ماه و هفته و روزها را پشت سر گذاشته باشیم. فصل هایی که تفاوت
های زیادی با هم دارن، ماه هایی که مثل هم نیستن، هفته هایی که شباهتی به هم ندارن
و روزهایی که در پی هم میان ولی هیچکدوم دیروز نیست!

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۳۶۵ روز سلامتی
۸۷۶۰ ساعت عشقِ ۵۲۵۶۰۰ دقیقه دوستی
۳۲۵۳۶۰۰ثانیه برکت :


سال نو مبارک




بالاخره امتحانام تموم شد واومدم که یه پست جدید بنویسم ببخشید که دیر کردم دانشجویی این چیزا هم داره دیگه، تو این مدت که نتونستم پست جدید بنویسم میومدم و نظرهای قشنگتونو می دیدم از لطف و محبت همگی متشکرم.



دوستت دارم مادر




پس بیایید بهترین خاطره ها را در ذهن یکدیگر به یادگار بگذاریم


| Design By : Night Skin |



















































